السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)
763
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)
به همين دليل خداوند از آن دو سپاسگزارى كرد ، گناهانشان را بخشيد و آن را در وسط نامهء اعمال و ميزان آنها قرار داد و بهشت را بر آنان و پدر و مادرشان واجب كرد . . . » 1253 - ( 3 ) در كتاب مناقب ابن شهر آشوب آمده است : « فرزند زبير به امير مؤمنان عليه السلام گفت : من در حسابهاى پدرم مشاهده كردم كه وى هشتاد هزار درهم از پدرت طلبكار بوده است . امير مؤمنان عليه السلام فرمود : پدرت راستگوست . آنگاه آن را به وى پرداخت كرد . پس از مدتى بار ديگر فرزند زبير نزد على عليه السلام آمد و گفت : سخن پيشين من اشتباه بود ؛ بلكه پدرت از پدر من آن مبلغ را طلبكار بود . على عليه السلام فرمود : من پدرت را حلال كردم و پولى را كه از من گرفتى ، مالِ خودت . » 1254 - ( 4 ) هيثم صيرفى با واسطه از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه از حضرت پرسيدم : « مردى از شخصى طلبكار است و نسبت به شخص ديگرى بدهكار است . پس آن شخص اول از دنيا مىرود [ و طلب اين شخص ديگر قابل وصول نيست ، با فرض عدم مالى كه به ارث گذارد ] پس به سراغ شخص دوم كه نسبت به او بدهكار است مىرود و مىگويد كه [ من مىخواستم از او بگيرم و به تو بدهم و او مُرد ] تو از پولى كه از من طلب دارى بگذر و مرا حلال كن . آيا آن شخص او را حلال كند يا اينكه از طلبش نگذرد و از او بگيرد ، كدام بهتر است ؟ امام عليه السلام فرمود : او را رها كن [ و از طلبت بگذر ] اين در مقابل آن . [ طلب او كه از بين رفت تو هم از طلبى كه از او دارى بگذر ] » 1255 - ( 5 ) معتّب گويد : « محمد بن بشر وشّاء هزار دينار به شهاب بدهكار بود ؛ به همين دليل نزد امام صادق آمد و از حضرت خواست با شهاب صحبت كند و تا پايان موسم حج به وى فرصت دهد . امام عليه السلام به دنبال شهاب فرستاد و او آمد . آنگاه به وى فرمود : تو محمد بن بشر و وابستگى و علاقهاش را به ما مىدانى . او مىگفت هزار دينار به تو بدهكار است كه آن را در راه شكم و شهوت هزينه نكرده است ؛ بلكه آن را به اشخاصى قرض داده و به گروهى بخشيده است و من دوست دارم كه وى را حلال كنى . آنگاه فرمود : شايد تو از كسانى باشى كه مىپندارند از نيكىهاى او كاهش مىيابد و به تو داده مىشود . شهاب گفت : اين گونه به ما رسيده است . امام عليه السلام فرمود : خداوند بزرگوارتر و عادلتر از اين است كه بندهاش به او نزديكى و تقرب جويد ، در شب سرد به عبادت پردازد يا در روز گرم روزه بگيرد يا گرد اين خانه طواف كند و سپس آنها را از وى سلب كند و به ديگرى بدهد بلكه فضل و بخشش خداوند فراوان است و براى مؤمن تلافى مىكند . شهاب گفت : او را حلال كردم . » 1256 - ( 6 ) زيد شحّام گويد : « نزد امام صادق عليه السلام بودم كه امام عليه السلام سراغ شخصى از اهل كوفه را گرفت . گفته شد كه وى مرده است . امام عليه السلام فرمود : خداوند او را رحمت كند ! و به او شادابى و شادمانى دهد ! يكى از حاضران در مجلس گفت : او به حكمرانى محلى رسيد و به مقدارى از دينارهاى من دست يافت و آنها را از من گرفت .